تبليغاتX
سرویس ظرفشویی

سرویس ظرفشویی

بیا و با همون لحن مخصوص خودت

همونطوری که توی "خانه‌ی سبز" میگفتی

به اینا بگو:

چه معنی داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه!

چه معنی داره تو این دنیا کسی تنها باشه!

چه معنی داره تو این دنیا آدم ها یک روز بیان و یک روز برن!

چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها اینقدر تنگ باشه!

چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها از سنگ باشه!

چه معنی داره تو این دنیا زندگی کردن اینقدر سخت باشه!!

+ نوشته شده در  Wed 22 Dec 2010ساعت 1 PM  توسط .  | 

کسی برایم نظر خصوصی گذاشته که آیا این وبلاگ را به من واگذار می کنید یا نه...

بعد هم خاسته ایمیل بزنم....فعلا دارم سرمو میخارونم.....



+ نوشته شده در  Sat 27 Nov 2010ساعت 0 AM  توسط .  | 

یه دوست‌پسر هم نداریم کارگر معدن باشه، بعد دو ماه که از اون تو درش میارن جلوی دوربینای شبکه‌های تلویزیونی ما رو در آغوش بکشه!

+ نوشته شده در  Wed 27 Oct 2010ساعت 5 PM  توسط .  | 

خطاب به شلمان جان


امان از مرد مهرماهی من که محبت کردنش را هیچ وقت به رخ کسی نمی کشد


تولدت مبارک عزیزکم،امیدم...

+ نوشته شده در  Wed 6 Oct 2010ساعت 1 PM  توسط .  | 

هر چه قدر که روزها گرم تر می شوند و به سمت تابستان می روند باید کار کنی ،کار کنی خودت را در گیر کنی تا اسیر کرختی گرمای تابستانی نشوی.

 

 

اما این فصل که شروع می شود و همین طور که جلو می رود  ادم فقط باید این فصل عاشق شود که از روزهای تکراری و دلگیر این روزها در امان بماند....وبلاگت باید پر شود از عشق بازی ها و مهربانی ها باید که فقط از عشق بنویسی،یاید عاشق شوی اگر که نیستی یا که باید همیشه بوسه بخواهی از کسی که همیشه می خاستی.

وقتی درختها خشک و خواب آلوده اند،زمین سرد و دلگیر است و برف از توی تهرانی دریغ می شود، وقتی همه از هجوم هوای یخ زده به خانه های گرم و روشنشان پناه می برند باید برای  ایجاد روابط عاطفی یا عاشقانه تلاش بیشتری کنی!

باید بنشینی کنارش وقتی واقعا کنارت نیست و دستش را در زیباترین رویاهایت بگیری و گرم شوی.

+ نوشته شده در  Sat 2 Oct 2010ساعت 4 PM  توسط .  |